دوشنبه , 31 خرداد 1400 - 9:19 قبل از ظهر

متن ترانه پریشانی از امید نعمتی

متن آهنگ امید نعمتی بنام پریشانی

چون زولف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی
داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی..
چون زولف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

شعر: رهی معیری

آهنگسازی و تنظیم کننده: صادق تسبیحی

درباره ی مهری درخوش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *